السيد الخوئي

39

توضيح المسائل ( فارسي )

چيز انجام مىدهد پاكى است ، پس اگر مثلا نداند كه بايد لباس نمازگزار پاك باشد ، وبا لباسى كه نجس شده نماز بخواند ، نمىشود آن لباس را پاك دانست . ( پنجم ) - آن كه انسان احتمال دهد آن مسلمان چيزى را كه نجس شده آب كشيده است ، پس اگر يقين داشته باشد كه آب نكشيده ، نبايد آن چيز را پاك بداند . ونيز اگر نجس وپاك در نظر آن مسلمان فرق نداشته باشد ، پاك دانستن آن چيز محل اشكال است . ( ششم ) - آن كه آن مسلمان بالغ ، يا مميز طهارت ونجاست باشد . ( مسأله 228 ) اگر انسان يقين كند كه چيزى نجس بوده پاك شده است يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند آن چيز پاك است ، وهم چنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار أو است بگويد آن چيز پاك شده ، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد ، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه . وبعيد نيست كه خبر دادن يك نفر عادل يا شخص موثق به پاكى آن نيز كفايت كند . ( مسأله 229 ) كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد ، اگر بگويد آب كشيدم وانسان به گفته أو اطمينان پيدا كند آن لباس پاك است . ( مسأله 230 ) اگر انسان حالي دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند مىتواند به گمان اكتفاء نمايد . 12 - رفتن خون متعارف ( مسأله 231 ) خونى كه در جوف ذبيحه بعد از كشتن آن به طريق شرعي باقي مىماند ، چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاك است ، چنان كه در مسأله ( 98 ) گذشت . ( مسأله 232 ) حكم سابق مختص به حيوان حلال گوشت است ، ودر حيوان حرام گوشت جارى نيست ، بلكه بنابر احتياط استحبابي در اجزاء محرمه از حيوان حلال گوشت نيز جارى نيست .